شنبه پانزدهم فروردین 1388
اعترافات سبز من
نگین قبل از ۱۲سالگی
۱- از بچگی به غذا دادن به حیوانات و پرندگان و حتی حشرات ( سوسک و مورچه) علاقه داشتم و دارم و برای همه آنها حق حیات قائلم ( حتی سوسک ها) .
یک بار به یک سگ با سیخ غذا دادم . خُب اون سگ غذا نمیخورد و من نگرانش بودم ! گوشت رو زده بودم سر سیخ و چون میترسیدم ازش از راه دور به زور بهش تعارف میکردم که بخوررر میمیریهاااا
پدر مادرم جون اون سگ و نجات دادن و زود از خونمون بردنش و یکی بهم گفت از سیخ ترسیده و سگه مرده! و من تا دو سال پیش فکر میکردم واقعآ اینطور بوده !
۲- شبهای عید یکی از تفریحاتم این بود که شبها که همه میرفتن بخوابن من قایمکی میرفتم سر تنگ ماهی و ماهی ها رو یکی یکی در می آوردم و این ماهی تفلکی رو میذاشتم روی میز اونم بال بال میزد و میگفتم : بی بو بی بوووو ماهی کوشولو الان نجاتت میدم من آنبولانسم ![]()
سال پیش خطای دید خواهرم باعث شد ماهی تنگ که ۳تا بود ۲تا دیده بشه و همه گفتن نگین ماهی کو ! نکنه هنوز آمبولانس میشی؟!
* من ا لان حتی میترسم دستمو بکنم توی تنگ ماهی.
۳- یک جوجه ماشینی داشتم که رنگش هم سبز بود من بردمش حمام و با شامپو شستمش و بعد با سشوار خشکش کردم که سرما نخوره بعدآ مرد!
۴- عاشق چیدن گل بودم. عادت داشتم روی چمن ها که میشستم هی با دستم چمن و میکندم . شاخ و برگ درخت هم زیاد میکندم.ولی هیچ وقت آشغال نمیریختم روی زمین یا توی آب.
۵- هیچ وقت شیر های آب را درست نمیبستم همه چراغهای خونه رو هم روشن میگذاشتم . توی این مورد هنوز ضعیفم!
× اگه بخوام واقعآ همشو اعتراف کنم منو میگیرن به طور کااااملآ سبز اعدامم میکنن همین پنج تا کافیه!
نگین بعد از ۱۲ سالگی.
۱- از چیدن گل - لگد کردن گیاهان واقعآ بدم میاد . ازآسیب زدن به شاخ و برگ درختان جدآ ناراحت میشم. و واقعآ از دیدن گل به شاخه بیشتر لذت میبرم.
از شکار- زنده گیری - تیر اندازی بیزارم و کسانی که به اینکار علاقه مند هستن را سنگدل میدانم.به نظر من کسی که از کشتن یک موجود زنده لذت میبره و فکر میکنه داره ورزش میکنه!! یه بیمار روانیه!
همیشه مواظب هستم که در پیک نیک ها در مناطق پر درخت آتش روشن نکنیم . پسماند های مصرفی مثل قوطی کنسرو ٬ شیشه نوشابه ... در طبیعت رها نکنیم.
از وسایل حمل و نقل عمومی بیشتر استفاده میکنم . در مواقع آلودگی هوا حتمآ از ماسک استفاده میکنم و به دیگران هم توصیه میکنم.
از ضرر سیگار و قلیان آگاهم و متنفر.
بچه های کوچک را با زبان خودشان با مسائل زیست محیطی آشنا میکنم و اینکار رو از بچه های فامیل و دوستان و مهد کودک ها شروع کردم.
در مصرف انرژی صرفه جویی میکنم . مخصوصآ در زمینه گاز. سعی میکنم یعنی واقعآ سعی میکنم (اما...) چراغهای اضافی رو خاموش کنم و شیر آب و سفت !
حتما به علامت های استاندارد زیست محیطی توجه میکنم.سعی میکنم کلیه مسائل زیست محیطی را رعایت میکنم .
از اینکه این رشته را به طور تخصصی خوندم خوشحالم و سعی کرده ام که بیشتر مطالعه کنم و بیشتر بیشتر بدانم.
به امید روزی که تک تک مردم دنیا و نه فقط مردم کشورم٬ حافظان میحط زیست ما ٬ این کره خاکی ٬باشند.
با تشکر از آقای سپهر سلیمی برای دعوت به بازی وبلاگی اعتراف سبز.



